هیئت انصارالمهدی سالهاست روز عاشورا شور خاصی را در خیابان مفتح برپا میکند. هیئت انصارالمهدی حدود ۳۰ سال است مراسم محرم و صفر را با شور خاصی در مسجد المهدی برگزار میکند؛ درست از همان زمانها که مسجد تازه ساخته شده بود.
محله
ایثار
محله ایثار که به بازارهای مانتوفروشیاش معروف است، در گذشتههای دور نیز بازارچهای بهنام «شادکن» داشته که در وقفنامهها، از مغازههای تنباکوفروشی، خبازی، کفشدوزی و دلالی آن نام برده شده است. قلعه شادکن تا حدود نیمه قرن چهارده خورشیدی در کوچه ششم بیستمتری کوی طلاب با هفتهشت خانوار برجا بود.
رجب دونده که زندگیاش با ورزش عجین شده، میگوید: کوهرفتنم فقط و فقط از روی علاقه است؛ علاقهای که تا وقتی پاهایم یاری کنند، رهایش نخواهم کرد.
یکی از فایدههایی که ورزش برای حنانه درهمی داشت، این بود که اعتماد به نفسش را بالا برد. خودش میگوید: قبل از کاراته، یک حنانه دیگر بودم؛ بدون اعتمادبهنفس، کمرو و خجالتی.
«جواد جوانمقدم» به جای استفاده از موتور و ماشینهای دودزا، از اسکیت برای عبور و مرور استفاده میکند. خودش میگوید: دوست دارم از ۲۴ ساعت ۲۵ ساعت اسکیت بزنم!
سیدحسن موسوی میگوید: مردم کمک میکنند. یک صندوق میگذارم که روی آن نوشته است: نذورات شما پذیرفته میشود. کارت خوان هم هست. دخل و خرج، با هم میخواند خدا را شکر.
اگر گذرتان به خیابان شهیدمفتح ۲۷ بیفتد و از مقابل مرکز فرهنگی حضرت زینب (س) رد شوید، دختران نوجوان را خواهید دید که تنهایی یا بهصورت خانوادگی پای کار خدمت آمدهاند و مشغول پخت و آمادهسازی غذا برای حافظان امنیت هستند.
عصر که میشود، خانه «خاله رشته بُر» میزبان آدمهای ریز و درشت میشود. همسایهها، آنهایی که از دور میآیند و سفارش رشته برای آش دارند و آنهایی که برای رفع چشمزخم میخواهند پیرزن تخممرغی برایشان بشکند.
خیابان مجلسی شرقی پیشترها راسته خیمههای عشایری بود، حتی چادرهای هلال احمر هم داشتیم، اما از اوایل دهه هشتاد شد راسته فروش چادرهای مسافرتی.
دکتر جواد عبادزاده را اهالی طلاب خیلی دوست دارند، او ۴۰ سال پیش پا به این محله گذاشت، آن زمان او سومین پزشک این محدوده از شهر بود و هر روز دهها نفر را درمان میکرد.
در این آژانس ۱۸ نفر از خانمهایی که هر کدام به نحوی بار زندگی را بر دوش دارند، کار میکنند؛ همچنین آژانس در دو نوبت صبح و بعدازظهر به بانوان محله ایثار و دیگر محلات منطقه ما خدمت رسانی میکند.
حاج حسن جوانشیر ۴۵ سال است که در یک مغازه یازدهمتری، با دادن گوشت مرغوب به دست مردم، راه صداقت را پیش گرفته است و روزگار را با برکت رزق حلال، سپری میکند.
مهدیه جعفری میگوید: در کانون حضرت زینب (س) میخواستیم فضایی ایجاد کنیم برای دختران نوجوان تا بهجای اینکه در فضاهای پرآسیب مثل کافههای مختلط یا پاساژها یا پارکها وقتگذرانی کنند، خوشگذرانیشان را بیاورند به کافهصورتی.
تاسیس حوزه علمیه امام محمدباقر (ع) به سال۱۳۵۷ بر میگردد و این تاریخ در کاشی کاریهای سر درآن حک شده است. روحیات بچهها در اینجا مثل هم است و ۳۳ شهید را تقدیم انقلاب کرده است.
غلامرضا رحیمی بعد از ۱۵سال شاگردی در خیاطی عرفانی به همراه پسرعمه خود علیاصغر عرفانی بهطور مشارکتی مشغول به کار خیاطی در محله ایثار شدهاند و بیش از ۴۰سال است که باهم کار میکنند.
قدیمیهای این بازار خیلی زحمت میکشیدند، ما هرچند روز یکبار باید به تهران میرفتیم و پارچه میخریدیم و بسیاری از شبها در گارگاه میماندیم تا کار دوخت و دوز مانتوها تمام شود.
به پل راهآهن نرسیده، مغازههای زیادی را میبینی که بر سر در آنها نوشته شده است: «خرج کارفروشی»، این مغازهها پر است از زیپ، دکمه، لایهچسب، نخ و سوزن، خطکش خیاطی. خرجکار یعنی لوازم خیاطی.
بخشیها اولش مغازه خیلی کوچکی بهاندازه پراید داشتند. سطل خالی را که میبردی، روی آن شماره میزد، توی آن شیر را مایه میکرد و فردا سطل پر از ماست را تحویل میداد.
رسول انتظاریمشهدی ۱۱ سال است که مشغول سنگتراشی است. انتظاری یادگیری تراشیدن سنگ را با شاگردی کردن نزد اقوام مادریاش آغاز میکند و میگوید: اقوام مادریام نسل درنسل سنگتراش بودند.
حسین مرصعی سالهای متمادی، صبحها پیشاز رفتن به سر کار، فاصله خانه تا قبرستان گلشور قدیم (بوستان بهشت کنونی) را با لباس ورزشی دویده است تا فرهنگ ورزشکردن را میان اهالی محله ایثار جا بیندازد.
سیدامین حسینیان در مدت فعالیت ورزشی خود بیش از ۷۵ مقام استانی و کشوری را در کارنامهاش دارد. او همچنین دانشجوی ترم چهارم تربیتبدنی دانشگاه گلبهار که رشته درسیاش را نیز مطابق با فعالیتهای ورزشی انتخاب کرده است.